شما: دکتر، من مشکلی پیدا کردهام. امیدوارم بتوانید کمکم کنید.
دکتر: خواهش میکنم. بفرمائید مشکلتان چیست؟
شما: کسی هست که من واقعاً او را دوست دارم ولی به نظر میرسد که او اصلاً از وجود من بیخبر است.
دکتر: منظورتان این است که او شما را نمیشناسد؟ یا این که به شما بیاعتنایی میکند؟
شما:
|
|
|
دکتر: صبر کنید. چرا واقعاً فکر میکنید که او به شما علاقهمند نیست؟
شما: خوب، او به من لبخند نمیزند و سر صحبت را باز نمیکند و هیچ حرکتی به طرف من نمیکند.
دکتر: بگذارید تجزیه و تحلیل کنیم. آیا فکر میکنید که ممکن است خجالتی باشد؟
شما:
|
|
|
|
دکتر: بنابراین منطقیه که از وجودت او را مطلّع کنی.
شما: بله، ولی چطور؟ ما در دو دنیای متفاوت زندگی میکنیم.
دکتر: راههای مختلفی هست. خودت باید راهش را پیدا کنی. مثلاً ببین آیا دوست مشترکی دارید؟
شما: باشه ... ولی بعدش چی؟
|
|
|
|
دکتر: اگه اینجوریه، باید اولین قدم را خودتان بردارید. نظرت چیه؟
شما: من؟ ولی من خجالت میکشم. و به علاوه، مگه وظیفه اون نیست؟
دکتر: ببین، همیشه در به یک پاشنه نمیچرخه. گاهی اوقات آدم باید کارهایی را بکند که وظیفه دیگران است. شما باید اعتماد به نفس داشته باشید. خیلی مؤدبانه، مستقیماً یا از طریق دوستانت، به اطلاعش برسان که به او علاقهمند هستی.
شما:
|
|
|
|
دکتر: مطمئناً میتونی. یادداشتی برایش بنویس یا از او درخواست کن که برای حل مشکلی کمکت کند. سر صحبت را با او باز کن. اگر واقعاً خجالت میکشی از دوستانت بخواه که کمکت کنند. از یک مشاور روانی هم میتونی کمک بگیری. هر آدمی میتونه بر خجالتی بودنش غلبه کنه. و این که ممکنه او در خواست شما را رد کنه نباید آرامشت را بهم بزنه ... به هر حال این هم بخشی از زندگیه. شما باید یا همین حالا اقدام کنی یا این که در آینده افسوس بخوری.
|
|
دکتر: البته رد شدن همیشه سخته. امّا دنیا که به آخر نمیرسه. شما ممکنه حس کنید که زمین زیرپاتون دهن باز کرده و شما را فرو بلعیده. ولی این فقط یک احساسه که برای مدّتی کوتاه با شما خواهد بود. ممکنه بپرسید راهی برای جلوگیری از احتمال ناراحت شدن وجود داره؟ در یک کلمه باید بگویم متاسفانه، نه. تصمیم گرفتن و حرکت کردن در زندگی گاهی هم با ناراحتی توأم میشه. ولی این دلیل نمیشه که آدم دست از تلاش برداره. تا آدم ریسک نکنه به چیزی دست پیدا نمیکنه. شما باید این مطلب را به عنوان یکی از واقعیتهای زندگی یکبار و برای همیشه، بپذیرید و به حرکت خود به سوی ایدهالهایتان ادامه دهید.
|
|
.
|
|
|
|
جلسه رواندرمانی تمام شد. این جلسه رایگان بود و لازم نیست پولی پرداخت کنید!
منبع
نظرات شما عزیزان:
رضا 
ساعت17:34---10 مرداد 1392
خبر مرگت ، با این پست که گذاشتی
مموری کوفتیم زد تو برجکم
پاسخ:هههههههه
الهه... نمكدون 
ساعت17:56---7 مرداد 1392
فكر كنم اينجا هم مطب زدي.gif)
پاسخ:باید نون دربیاریم دیگه خخخخخخخ